تبليغاتX





با ثــبت نـــام در این کــــــادر می توانـــــید در دوره ی رایگـــــان و اینـتـــرنتــی وبــــلاگ عهـــــــــــــــــــــــــد شرکــــت کنیــــــد و اصلــی تریـــن دشمنــــــان امـام زمــــــــــــان (عــــج) را در زمــــان ظـــــهور ایشــــان بشنـــاسیـــد دوســــت نادیــــده ی شما حـــــــامد حســــــینی عــــــهــــــــد - آيا مي دانيد که اين گنبد زرد رنگ هيچ ربطي به مسجد الاقصي ندارد؟

بر خلاف تبليغات رايج، عکسي که مشاهده مي کنيد متلعق است به مسجدي در نزديکي مسجدالاقصي که "قبة الصخرة" نام دارد و هيچ ربطي به مسجدالاقصي که قبله اول مسلمين جهان است ندارد ،و اما اينکه چرا بايد ما فرق اين دو را ندانيم . اکثريت مسلمين همين اشتباه را مي کنند . بايد توسط مقامات اطلاع رساني صحيح اين مسئله براي مردم جا بيفتد که بدانند قبله ي اولشان کجا بودهاست . متاسفانه در طول چند سال اخير هر طرح و پوستر  و نقاشي بوده . هر سکه و اسکناسي بوده همگي به اسم مسجدالاقصي ولي با تصوير قبة الصخره بر ما عرضه کرده اند . البته قبة الصخره نيز براي مسلمانان مهم است ولي حکمش فقط در حد يک مسجد است ! ولي مسجدالاقصي از قداست خاصي برخوردار است که هيچ نقطه از جهان آن قداست را دارا نيست .
خداوند در قرآن کريم در سوره ي اسراء آيه ي اول مي فرمايد :
سبحان الذي اسرا بعبده ليلا من المسجدالحرام الي المسجدالاقصي الذي بارکنا حوله ....
توجه کرديد؟ خداوند در مورد مسجدالاحرام نفرمود بارکناحوله ولي در رابطه با مسجدالاقصي گفت. يعني آنجا را (و پيرامونش را) متبرک قرار داديم .
صهيونيسم دارد "اقصي" را خراب مي‌کند تا "هيکل" خود را بنا کند و ما به خوشگلي "صخره" دل خوش کرده‌ايم. هرچند "تلويزيون" ما هم مثل هميشه دچار "صهيونيزم زدگي" شده باشد!!!
چند روز ديگر چشم باز مي کنيم و مي بينيم که مسجدي به نام الاقصي ديگر وجود ندارد و آن طور که از ظواهر امر پيداست، احتمالاً آن روز هم سران کشورهاي اسلامي - عربي دوباره اين جنايت را محکوم مي کند! و سازمان کنفرانس اسلامي جلسه اي اضطراري! تشکيل مي دهد و در پايان جلسه بيانيه اي با اين مضمون که "چه کار بدي انجام داده اند صهيونيستها! " صادر مي شود و حماس و جهاد اسلامي براي چند روز از درگيري داخلي دست مي کشند و شروع مي کنند به خط نشان کشيدن براي اسرائيل و شايد يکي دو انفجار و بعد روز از نو روزي از نو و سازمان تبليغات هم، عکسي از گنبد طلايي قبه الاصخره چاپ مي کند و زير آن مي نويسد:"تخريب مسجد الاقصي را محکوم مي کنيم!" و بانک مرکزي ما هم شايد در آن روز متوجه فرق مسجد الاقصي با قبه الاصخره بشود!!

عکس مسجدالاقصي اصلي:

تاريخچه مسجدالاقصي:
سه دين آسماني در اين محل تلاقي كرده‌اند و اينجا تبديل به مكاني شده است كه از قرن‌ها پيش خبرسازترين مناطق دنياست. «گودوآدوبويون» (1) بعد از تصرف قدس در گزارش خطاب به پاپ نوشت: «اگر مي‌خواهيد بدانيد با دشمناني كه در اورشليم به دست ما افتادند چه معامله‌اي شد همين قدر بدانيد كه كسان ما در رواق سليمان و معبد، در لجه‌اي از خون مسلمانان مي‌تاختند و خون تا زانوي مركب‌ها مي‌رسيد.»(2) زمين سنگي مسجد مانع فرو رفتن خون كشته‌ها مي‌شد و فرمانده صليبي در گزارش خود اغراق نكرده است. احتمالا گردن زدن هفتادهزار نفر از مردم شهر مي‌توانسته چنين منظره‌اي را به وجود بياورد، ضمن اينكه شاهدان ديگري هم عينا ماجرا را همين طور نقل كرده‌اند.
اين اشاره‌اي بود به منازعه مسيحيان با مسلمانان در اين سرزمين، حالا چندين قرن از آن روزها گذشته و نوبت رسيده است به يهود.
«اسرائيل بدون بيت‌المقدس و بيت‌المقدس بدون تجديد ساختمان (3) معنايي ندارد» اين را بن‌گوريون، اولين نخست‌وزير اسراييل، گفته است و اگر تا امروز يهودي‌ها بر سر اين حرف خود مانده باشند ـ يا بخواهند بمانند ـ ظاهرا براي اين كه تاريخ تكرار نشود اين مسلمان‌ها هستند كه بايد دور اين منطقه را خط بكشند، چيزي كه خود اسراييلي‌ها هم بعيد مي‌دانند. «اسحق رابين» كشته شد چون از تقسيم بيت المقدس حرف زده بود. باراك شايد به همين علت سقوط كرد و قبل از آن هم عرفات در مقابل پافشاري كلينتون و باراك در كمپ ديويد براي تقسيم حرم شريف جواب مي‌داد‌ «مگر مي‌خواهيد در تشييع جنازه من شركت كنيد؟» هيچ كس جرات مصالحه بر سر اين قطعه زمين را ندارد. براي يك ميليارد مسلمان اينجا قبله اول و محل اسراء و معراج حضرت رسول (ص) است و براي چند ميليون يهودي قبله و محل معبد سليمان. چند ميليون و يك ميليارد.
به خاطر همين تفاوت عده، يهودي‌ها به جاي اينكه دست به يك اقدام خطرناك بزنند، ترجيح مي‌دهند كه اين مسجد در يك حادثه طبيعي از بين برود و حادثه‌اي مثل آتش‌سوزي، زلزله يا چيزي از اين قبيل، و براي اينكه مطمئن باشند يك زلزله قريب الوقوع كار را يكسره مي‌كند به بهانه پيدا كردن بقاياي معبد سليمان تا توانسته‌اند زير مسجد و حرم تونل كنده‌اند. سي واندي سال از اين حفاري‌ها مي‌گذرد و هنوز هم چيزي پيدا نشده است.
«حرم الشريف» محدوده‌اي است در گوشه شرقي بيت المقدس كه مسجد الاقصي و قبه الصخره در آن قرار دارند. گذشته از آن كه خيلي راحت نمي‌توان فهميد كه مسجد القصي به تمام ناحيه حرم گفته مي‌شود يا به قسمتي از آن، آنچه را كه امروز مسجدالاقصي مي‌خوانند در ناحيه جنوبي حرم قرار دارد. به بقيه حرم نيز صحن مسجدالاقصي گفته مي‌شود و مورخان قديم هم هنگامي كه از مسجدالاقصي نام مي‌برند، مقصود اكثر آنها تمام حرم است. مسجدالاقصي برخلاف زمين شهر، زميني هموار و مسطح دارد. چهار طرف آن را ديوار كشيده‌اند و مقام‌ها، محراب‌ها و قبه‌هاي بسياري در آن است كه بسياري از آنها منتسب به پيامبران مي‌باشد. ارتفاع حرم نسبت به اطراف آن بيش‌تر است (مي‌گويند كه اين بلندي قله كوهي به نام «موريا» است) و سليمان به غير از صخره‌اي كه در وسط حرم قرار دارد و حالا رويش را گنبد زرد رنگ معروف پوشانده، قله را مسطح كرده و ساختمان حرم را آغاز كرده بود: «خدا پدرم داوود را فرمود خانه‌اي بنا كند و او به جنگ‌ها گرفتار بود، پس خدا به او وحي فرمود كه پسرت سليمان خانه را به نام من خواهد ساخت.»
بيت هميقداش دوم (آنچه که کورش براي يهود در اين محل به‌جاي معبد سليمان ساخت) به دست رومي‌ها خراب شد تا اينكه ايلياء (4) در زمان خليفه دوم توسط مسلمانان فتح شد و نامش شد «بيت المقدس». اينكه در آن زمان در محل حرم بنايي وجود داشت يا نه و كيفيت آن را نمي‏دانيم. در ترجمه کتاب محمد جرير طبري آمده است: «آيه اسراء براي مكاني نازل شد كه اينك بين ديوارهاي حرم شريف در قدس محاط است. و خداوند آنجا را براي پرستش بندگان اختصاص داد. آن موقع در آن محل بنايي موسوم به مسجدالاقصي و مسجد صخره يا ساير بناهاي موجود در صحن مسجدالاقصي وجود نداشت، فقط در آيه اسراء از مسجد نام برده شده زيرا كه مكان پرستش و عبادت بوده است».

سنگ بناي اوليه آنچه در وسط حرم قرار دارد و امروزه «قبه‌الصخره» ناميده مي‌شود و همين طور بناي پاييني آن، مسجدالاقصي، در دوره عبدالملك خليفه اموي گذاشته شده است. ماجرا از اين قرار بود كه عبدالله بن زبير که هواي خلافت به به سرش زده بود عليه خليفه شوريد و بر حجاز مسلط شد. چندي گذشت عبدالملك مردم شام را از حج بازداشت. او مي‌ترسيد عبدالله در سفر حج از شاميان بيعت بگيرد، كاري كه سال‌هاي قبل انجام داده بود. وقتي صداي اهل شام بلند شد كه چرا ما را از اين سفر واجب بازمي‌داري، عبدالملك به فكر اين افتاد كه موقتا جايگزيني براي حج درست كند و اين حديث نبوي را برايشان خواند كه «لاتشد الرحال الا تلاثه مساجد، المسجدالاحرام، و هذا مسجدي و المسجد الاقصي» سفرها كامل و استوار نمي‌گردد مگر به سه مسجد، مسجدالحرام، اين مسجد من (مسجدالنبي) و مسجدالاقصي. بعد قبه‌اي بالاي صخره روي يك هشت ضلعي درست كردند و مي‌گويند هزينه بنا خراج هفت سال مصر بوده است. بعد هم مسجدي در پايين حرم ساختند به اسم مسجدالاقصي. ساخت اين دو بنا مربوط مي‌شود حدودا به سال 70 هجري. اين كه بدانيم قبله اول كدام قسمت حرم بوده است شايد هم چندان مهم نباشد، عده‌اي مسجدجنوبي حرم و برخي صخره را قبله اول مي‌دانند، همان سنگي كه محل شروع سفر آسماني حضرت رسول (ص) است. ناصرخسرو در سفرنامه خود نوشته است: «از براي سنگ صخره كه آنجا بوده است مسجد را همه آنجا ساخته‌اند و اين سنگ صخره همان است كه خدا عزوجل موسي (ع) را فرمود تا آنرا قبله سازد، چون اين حكم بيامد موسي (ع) آنرا قبله كرد تا به روزگار سليمان (ع) كه چون قبله صخره بود مسجد را در گرد صخره بساختند چنانكه صخره درميان مسجد بود و محراب خلق، تا عهد پيغمبر ما همان را قبله مي‌دانستند...»

منبع:

adyan.net

+ نوشته شده در  88/08/11ساعت 11:21  توسط حامد حسینی  | 


: نويسنده وبلاگ
حــــــامد حسینی
: آيدي من
AHDBASTIM@YAHOO
: آدرس وبلاگ
AHDBASTIM.BLOGFA.COM
: با تشکر از
اعضــــای جدیـــــد وبلاگــــــ عهــــــــــد
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ من سر بزنيد
با ثــبت نـــام در کــــادر بالایـــــی می توانـــــید
در دوره ی رایگــــــان و اینـتـــرنتــی وبــــلاگ عهـــــــــــــــــــــــــــــد
شرکــت کنیـــد و اصلـی تریـن دشمنـــان امـام زمـــــــــــان (عــــج(
را در زمــــان ظـــــهور ایشــــان بشنـــاسیـــد
دوســــت نادیــــده ی شما حـــــــامد حســــــینی